تبليغاتX
SECULARISM FOR AFGHANISTAN

SECULARISM FOR AFGHANISTAN

جدایی دین از سیاست

مردم آزادیخواه ایران تومار نظام جنایتکار اسلامی را برچیدنی اند!



مردم آزادیخواه ایران
تومار نظام جنایتکار اسلامی را برچیدنی اند!




No to Iranian regime of mullahs

مردم دنیا بار دیگر شاهد توفان در ایران سرزمینی بوده اند که سی سال است در جهنم جلادان مذهبی می‌سوزد. زنان و مردان به جان آمده‌ی ایران تقلب در انتخابات را بهانه قرار داده و در خیابان‌های تهران و سایر شهرها، یک صدا علیه رژیم شعار سر دادند. تقلب گسترده در انتخابات برای مردم اهمیت نداشت. آنان می‌دانستند رژیمی که دستش تا مرفق به خون ده‌ها هزار از بهترین فرزندان ایران رنگین است و از اول تا حال با تهدید و ترور و تزویر مرادف بوده است، چگونه ممکن است انتخابات آزاد را برگزار نماید؟ برعلاوه‌ مردم آگاه ایران می‌دانستند که موسوی،‌ کروبی،‌ رفسنجانی و خاتمی که به علت سگ‌جنگی درون رژیمی از تقلب در انتخابات سخن گفته و کوشیدند خود را «رهبران» جنبش تثبیت نمایند، هیچ فرقی با برادران خاین شان به سرکردگی خامنه‌ای و احمدی‌نژاد ندارند. صرف نظر از رفسنجانی ملیاردر که بوی جنایت‌ها و خیانت‌هایش عالم را فرا گرفته، موسوی و کروبی و خاتمی نیز داغ قتل عام زندانیان سیاسی در ۱۳۶۷ وغیره جنایت‌های نابخشودنی را بر پیشانی دارند. بدون شک اینان با «برادران» بر سر قدرت خود دارای تضادهایی اند اما مخالفت و نفرت مردم علیه کل نظام جمهوری اسلامی، همه‌ی باندهای رژیمی را به وحشت انداخته و در یک صف نگه می‌دارد. در تاریخ استبداد خونبار ولایت فقیه جریان به اصطلاح «اصلاح‌طلبان» درست در مقطع‌هایی به میدان آمده که جنبش مردم سرنگونی نه این و آن «رهبر» بلکه واژگونی نظام جمهوری اسلامی را هدف قرار داده است. اکنون هم که پیدا بود مردم برای درهم شکستن رژیم دژخیمان مذهبی به پاخاسته‌اند، اصلاح‌طلبان به رهبری موسوی می‌کوشند تا رژیم منفور را از سقوط نجات دهد و با این هدف مردی به بد نامی حتی رفسنجانی را در کنارش دارد. از نشستن موسوی بر جای احمدی‌نژاد، امریکا و متحدان هم استقبال می‌کنند زیرا آن‌ها هر جنایتکاری را به شرطی تبعیت از سیاست‌های شان، دوست دارند درست همانطوری که در کشور بلا کشیده‌ی ما تیم جلادانی به سرکردگی داکتر عبدالله را بر تیم جنایتکاران مافیایی به سرکردگی کرزی ترجیح می‌دهند بدون کوچکترین اعتنا به داغ‌های خون و خیانت بر داکتر عبداله و باندش.

موسوی، خاتمی، کروبی و امثالهم که بر سر و روی خود لکه‌های خون مردم را دارند، در فردای آزادی ایران در کنار به اصطلاح «اصول گرایان» محاکمه صحرایی خواهند شد. اینان در واقع شریرترین پاسداران فاشیزم مذهبی اند..

No to Iranian regime of mullahs

مهدی کروبی گفته است: «با برگزاری انتخابات مجدد اراده ملت را بپذیرید و بقای نظام را تضمین کنید.» این زبان و نیت کلیه «اصلاح طلبان» نظام خون و خیانت اسلامی است. می‌خواهند با رنگ سبز و نعره الله و اکبر، رنگ خون از روی اندام خود و نظام جنایت و خیانت شان را پوشانیده و بر دوامش بیفزایند. موسوی هم دروغ می‌گوید که «خواسته مردم دفاع از جمهوریت نظام در کنار اسلامیت آن است.» مردم به جان رسیده‌ی ایران به هیچ چیزی کمتر از سرنگونی نظام راضی نخواهند بود. تا به حال دیده نشده که جریانی رفرمیست ولو قوی و با پایه توده‌ای، نظامی خودکامه و خونبار را اصلاح کرده باشد. در افغانستان ما هم امریکا و نوکران مذهبی و غیر مذهبی‌اش که ادعا می‌کنند می‌توانند در چهارچوب همین رژیم جهادی‌ـ ‌مافیایی به سردمداری کرزی «عدالت»، «دموکراسی» و «حقوق زن» را برقرار سازند، در آخرین تحلیل حامی، همدست و جزء ماشین دولتی جنایتکاران مسلط اند که برای شان ثروت و قدرت می‌بخشد و بنابرین هرگز نمی‌خواهند از بین برود. اینان به خاطر حفظ «نظام» شان نه فقط خواهان خروج نیروهای امریکا و متحدان از افغانستان نیستند بلکه با طالبان مزدور و هر گروه خاین و آدمکش دیگر نیز کنار خواهند آمد.

قیام نشان داد که رژیم جنایت چقدر منفور، سست و لرزان است. و مردم به جان آمده آموختند که دولت پلیسی مذهبی خونخور را به سان رژیم محمد رضاشاه که ژاندارم منطقه بود، می‌توان در هم شکست.

قیام سرنگون خواهانه‌ی مردم ایران با خیانت «اصلاح‌طلبان» مواجه است. ولی عمر رژیم تبهکار جمهوری اسلامی به شمارش افتیده است. قیام مردم ایران با بلند شدن بازوی توانای کارگران و توده‌های روستایی، بار دیگر اعتلا و اقتدار خواهد گرفت و این بار نظام فاشیستـی تئـوکراتیک را بر سـر تمـامی پاسدارنش چه «اصلاح‌طلب» و چه «اصول‌گرا» خراب خواهد کرد. پیروزی انقلاب استقلال طلب و عدالت خواهانه و ضد بنیادگرایی ایران، بر تمام منطقه و منجمله افغانستان اسیر مافیای جهادی و مالکان خارجی آن، اثر بزرگی خواهد داشت. سگان وطنی رژیم ایران از غریو ضد ولایت فقیه به خود می‌لرزند. بگذار با سقوط تخت و بخت ملایان‌ هار در آن کشور، سگان مذکور نیز مرگ شان را تجربه کنند.

توفنده و پیروز باد مبارزه مردم ایران بر ضد رژیم جنایت‌پیشه‌ی جمهوری اسلامی!



پشت جلد این شماره پیام زن

+ نوشته شده در  2009/12/27ساعت 11:10 بعد از ظهر  توسط SECULARISM FOR AFGHANISTAN  | 

Martyred Meena

 

 مینا کشورکمال

 

مینا زن شهیدی که بر قله مبارزات

 

آزادیخواهانه افغانستان می‌درخشد

 


 

مینا در ۱۳۳۳ در کابل بدنیا آمد، طی دروان مکتب او کابل و سایر شهر های بزرگ کشور دستخوش جنبش های توده‌ای و روشنفکری بوده به شدت سیاسی می‌گردید، متاثر از همین اوضاع به اولین آگاهی های سیاسیش در رابطه به مسایل وطن و مردمش دست یافت و این سر آغاز راهی بود که بعد ها با تحقیق و مطالعه مستمر و شرکت مستقیمش در مبارزه هرچه بیشتر عمق یافته و در تار و پودش ریشه دواند. مینا با درک ستم چند لایه که بر زنان افغانستان تحمیل شده، نیروی شگرف انقلابی را در وجود آنان می‌دید. او اعتقاد داشت که زنان وطن ما همچون شیران خفته‌ای اند که اگر بیدار شوند و به حرکت درآیند نقش عظیمی در هرگونه انقلاب سیاسی و اجتماعی کشور ما ایفا خواهند کرد. مینای شهید مبارزه اثربخش و انقلابی زنان را بدون داشتن تشکل مستقل آنان فاقد ارزش می‌دانست. او در سال ۱۹۷۷ به یاری یک تعداد زنان آگاه وطن «جمعیت انقلابی زنان افغانستان» را بنیاد گذاشت.

مینای شهید از نخستین زنان انقلابی وطن بود که به ماهیت احزاب ضد ملی و مزدور خلق و پرچم پی‌برده و مبارزه علیه آنان را مهمترین بخش کار و مبارزه هر افغان وطنپرست می‌دانست، پس از کودتای روسی و بخصوص پس از اشغال کشور توسط نیروهای اشغالگر روس، مبارزه بخاطر کسب استقلال برای مینا به امر مقدس بدل شد. او بخاطر این آرمان بزرگ از تحصیلش در فاکولته شرعیات دست کشیده و طی این دوران با سخت ترین تجارب زندگی مبارزاتیش روبرو شد. مینای شهید در کابل و برخی شهر های مهم دیگر تحت اشغال روسها بسیاری اوقات به تنهایی و با امکانات فوق‌العاده ناچیز با غلبه بر عقب ماندگی های خاص جامعه ما به بسیج و سازماندهی زنان مشغول بود و درین راه رنجهای فراوان را متحمل می‌شد. تظاهرات وسیع دختران مکاتب کابل که نوکران روس را به وحشت انداخته به سرکوب آنان پرداخت از نتایج تلاشهای پیگیر شهید مینا بود. او جهت نیل به اهداف پاک انقلابیش، خود را از زندگی گرم خانوادگی محروم ساخته بود. اما مینای شهید که اراده کرده بود، تمام هستیش را در راه استقلال افغانستان و زنان ستمکش نهد، هیچگاه دچار روحیه باختگی، یاس و تردید نشد و برعکس این حالات را مشخصه‌ی روشنفکران دودل و جبون دانسته و آنرا به شدت تحقیر می‌کرد.

برای دادن آگاهی به زنان مینا در سال ۱۹۸۰ اولین شماره «پیام زن» را بمثابه ارگان «جمعیت انقلابی زنان افغانستان» بیرون نمود. او با نوشتن مقالات برای «پیام زن» و دهها شبنامه برای زنان میهن ما از حیاتی بودن آزادی، دموکراسی و عدالت برای رهایی واقعی زنان افغانستان سخن می‌گفت. او طی تجارب گرانبهای نبرد ضد روسی به درستی دریافته بود که بنیادگرایان خاین با آرایش به اصطلاح اسلامی و ضد روسی نه تنها سدی در مقابل جنبش زنان کشور، بلکه در برابر کل جنگ مقاومت ضد روسی ما قرار گرفته و آگاهانه آب به آسیاب دشمن روسی می‌ریزند.

مینا بی‌هراس از تهدیدها و ترورهای بنیادگرایان جاهل و انحصارطلب ندا سر داد که مبارزه علیه امپریالیستهای روسی جدا از مبارزه علیه بنیادگرایان نیست. اگرچه در آن اوضاع به مبارزه علیه تجاوزکاران تقدم قایل بود ولی گوشزد میکرد که هرگز نباید گذاشت بجای زنجیر های روسی، زنجیر های تعصب و جهالت بردست و پای ما سنگینی کند.

مینا در ۱۹۸۱ به عنوان نماینده مقاومت افغانستان بنابه دعوت حزب سوسیالیست فرانسه جهت شرکت در کنگره حزب مذکور عازم آن کشور شد و بعد با استفاده از فرصت از چندین کشور دیگر اروپایی دیدن کرده و با سران و رجال مهم و همچنان با نمایندگان جنبش های آزادیبخش ملاقات و گفتگو نمود. او طی این سفر های تاریخی با شایستگی پرافتخاری، صدای برحق مقاومت ملت ما و نقش عظیم زنان ما درین مقاومت حماسه آفرین را به گوش جهانیان رسانید.

استقبال بی‌نظیر از مینا در کنگره ولانس و تکان دادن دستش به علامت پیروزی، بوریس پوناماریوف سرکرده هیات روس را مجبور به ترک تالار کنگره ساخت و این حادثه انعکاس وسیع جهانی یافت.

مینا باآنکه در پاکستان مصروف کار برای داخل بود اما نمی‌توانست مصایب و الام مهاجرین زن را از یاد ببرد بنابرین با تکیه روی کوشش های خستگی ناپذیر اعضای «جمعیت انقلابی زنان افغانستان» موفق شد تا یک شفاخانه، کورس نرسنگ، یک کارگاه و دو مکتب را تاسیس کند.

با وصف تمام سنگ اندازیها، تبلیغات و خرابکاری های بیشرمانه بنیادگرایان فاشیست، به یاری مینا، «راوا» بمثابه یگانه سازمان زنان آزادیخواه از روزنه غیر قابل انکاری در صحنه سیاسی کشور ما برخوردار شد.

مبارزات پر از دستاورد «جمعیت انقلابی زنان افغانستان» و غلبه پی در پی آن بر توطئه های خاینانه دشمن، نمیتوانست امپریالیستهای روسی، نوکران آنها و بنیادگرایان فاشیست را به وحشت نیندازد. دشمنان وحشی و خون آشام مدتها پیش در وجود مینا دنیایی از پاکبازی و تسلیم ناپذیری انقلابی را مشاهده کرده بودند. بالاخره نقشه شوم فاشیست ها در چهارم فبروری ۱۹۸۷ در شهر کویته پاکستان عملی شد.

درین روز جاسوسان «خاد» به همدستی مستقیم باند جنایتکار گلبدین خون مینای بزرگ و دوتن از یارانش را به زمین جاری ساختند. شهادت مینا مصداق کلام همیشگی و حماسی خود او بود که می‌گفت حالا که وطن نازنین ما پامال تجاوزکاران روسیست بر ما زنان است که با پیکار بی‌امان تا سرحد نثار خون خود تجسم شکوهمندتر ملالی ها در شرایط کنونی باشیم.

مینا ۱۲ سال تمام از عمر کوتاه ولی رخشنده‌اش را وقف مبارزه برای وطن و مردمش ساخت. او ایمان کامل داشت که با وجود سایه سیاه جهالت بنیادگرایی و ابتذال و فساد بی‌انتهای میهنفروشان بر زنان ما زیر نام به اصطلاح آزادی و برابری، سر انجام این نصف ملت ما بیدارتر گردیده و مصمم و استوار در راه کسب حقوق خود و راهی که از خون فرزندان غیور و شریف شان سرخ و فروزان است گام خواهند گذاشت. نام مینا بر رفیع ترین جایگاه در تاریخ جنبش آزادیخواهی ملت ما حک است. او مقامش را بین بزرگ زنان انقلابی تاریخ احراز کرده است.

مینا اگر چه جسمآ نابود شده ولی از خون پاکش راهی را برای اعضای «جمعیت انقلابی زنان افغانستان» و کلیه زنان آزادیخواه افغانستان ترسیم کرده که هزاران تن آن را بی‌تزلزل دنبال کرده و امر بجا مانده‌ی او را به فرجام خواهند رسانید.

از نیروی نهفته در خون مینای ارجمند است که امروز «راوا» به خار چشم دشمنان بنیادگرا و مزدبگیران شان مبدل شده و سازش ناپذیر و مصمم بخاطر آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی میرزمد.

منبع: سایت راوا

www.rawa.org

 

مینا کشورکمال

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

 
 
مینا در حال مصاحبه با تلویزیون بلژيک در سال ۱۹۸۲

مینا کشور کمال ۱۳۳۳-۱۳۶۵فعال سیاسی، نویسنده، رهبر و بنیان‌گذار اولین تشکل مستقل زنان افغانستان به نام جمعیت انقلابی زنان افغانستان (راوا) بود. او شعر نیز می‌گفت و مقاله می‌نوشت، و در سال ۱۳۶۲ نیز اولین شماره نشریه «پیام زن»، ارگان «جمعیت انقلابی زنان افغانستان» را منتشر کرد. او که همواره تهدید به مرگ می‌شد سرانجام در سال ۱۳۶۵ ترور شد.

مینا در سال ۱۳۳۳ در کابل زاده شد. در دوران مدرسه‌اش افغانستان درگیر تحولات وسیعی گشته و جامعه‌ای سیاسی بود. مینا نیز در این شرایط رشد کرد و شخصیت سیاسی‌اش با مطالعه عمیق‌تر و درگیری عملی در مبارزات استقلال‌طلبانه کشورش شکل گرفت. او که مبارزه اثربخش و انقلابی زنان را بدون داشتن تشکل مستقل آنان فاقد ارزش می‌دانست در سال ۱۳۵۹ (۱۹۷۷) همراه با زنان همفکرش «جمعیت انقلابی زنان افغانستان (راوا)» را در کابل بنیان نهاد.

مینا هنگام حمله نیروهای روس به افغانستان دانشجوی فاکولته شرعیات (دانشکده الهیات) بود. در این زمان او تحصیل را متوقف کرد و به یاری نیروهای نظامی افغان رفت. وی در سازماندهی تظاهرات وسیع دختران مکاتب کابل علیه استعمار نقش داشت و دو تن از یارانش به نامهای ناهید و وجیهه به ضرب گلوله کشته شدند و تعدادی نیز زندانی و شکنجه شدند.

مینا در سال ۱۳۶۲ اولین شماره نشریه «پیام زن» ، ارگان «جمعیت انقلابی زنان افغانستان» را منتشر نمود. وی همچنان شبنامه‌هایی را نیز می‌نوشت و پخش می‌کرد.

گفته شده که وی از سوی احزاب بنیادگرا تهدید می‌شده‌است. در ۱۳۶۳ به عنوان نماینده مقاومت افغانستان به دعوت حزب سوسیالیست فرانسه در کنگره حزب در فرانسه شرکت نموده و بعد به چندین کشور دیگر اروپایی رفت و با رجال و سران احزاب این کشورها دیدارهایی انجام داد. مینا در برپایی یک بیمارستان، آموزشگاه پرستاری (کورس نرسنگ)، یک کارگاه و دو مدرسه (مکتب) در پاکستان برای مهاجرین زن نقش داشت.
مینا شعر نیز می‌سرود و یکی از اشعارش «هرگز بر نمی‌گردم» مشهور است که در آن گفته می‌شود: «من زنم که دیگر بیدار گشته‌ام / من راه خود را یافته‌ام و هرگز بر نمی‌گردم.»

مینا با دکتر فیض احمد، رهبر سازمان رهایی افغانستان ازدواج کرد. آن برودسکی، نویسنده پژوهشگر آمریکایی در کتابی که درباره تاریخچه این جنبش نوشته‌است می‌گوید «هردوی آن‌ها به اهداف مجزای خود بسیار معتقد بودند. تا جایی که وقت کمی با هم صرف می‌کردند و حقیقتاً، نسخه‌های بسیار متفاوتی از آینده جامعه افغانستان در سر داشتند».

در ۱۵ دلو ۱۳۶۵ در شهر کویته پاکستان افراد سازمان «خاد» (شاخه افغانستان کی جی بی) وی را به قتل رساندند.  «راوا» دست حزب اسلامی گلبدین حکمتیار را در نیز در قتل مینا دخیل می‌داند.  دو تن از متهمان اصلی قتل مینا کشورکمال، احمدسلطان و محمدهمایون خادی روز ۷ مه ۲۰۰۲ به حکم محکمه عالی پاکستان به دار آویخته شدند.

مجله «تایم» در شماره فوق‌العاده ۱۳ نوامبر ۲۰۰۶ در میان «۶۰ قهرمان آسیایی» یکی نیز به معرفی مینا پرداخته می‌نویسد: «مینا هرچند فقط ۳۰ سال داشت که کشته شد، اما او قبلا بذر جنبش آزادیخواهانه زنان افغان را کاشته بود که بنیادش را نیروی دانش تشکیل می‌داد.»

+ نوشته شده در  2009/12/10ساعت 10:19 بعد از ظهر  توسط SECULARISM FOR AFGHANISTAN  | 

Malalai Joya

Malalai Joya

   ملالی جویا

زنی در میان جنگسالاران

بدون شک نام ملالِی جویا، زن جوانی از سرزمین جنگ زده افغانستان، با تاریخ معاصر مبارزه و مقاومت مردم دلیر افغانستان بر علیه بنیادگرایان اسلامی و بر علیه اشغالگران امپریالیستی، عجین شده است. "زنی در میان جنگ سالاران" اسم کتابی است که اخیراً توسط او به زبان انگلیسی نوشته شده و توسط انتشارات "اسکریبنر" به چاپ رسیده است. در روز ۲۹ اکتبر سال جاری نیز مراسمی برای معرفی این کتاب در شهر واشنگتن بر پا شد. آن چه در زیر آمده است توضیحات من در مورد نشست مذکور و هم چنین در مورد محتوای کتاب فوق الذکر می باشد.

در روز ۲۹ اکتبر فرصتی شد تا با ملالِی جویا در مراسمی که به مناسبت انتشار کتابش با نام "زنی در میان جنگ سالاران" در واشنگتن بر پا شده بود از نزدیک آشنا شوم. در این مراسم، اکثراً انسان های مترقی و مخالف جنگ و فعالین حقوق بشری آمریکایی شرکت داشتند. کسانی در آنجا حضور داشتند که خود سالهاست بر علیه تجاوز و جنگ خانمان برانداز آمریکا و ناتو در افغانستان و عراق به اشکال مختلف مبارزه کرده اند. با این که اکثر آنها با مضمون نشست آشنائی ذهنی داشتند اما واضح بود که جمعیت حاضر با دقت به سخنان ملالِی جویا گوش می دادند. به سخنان زن جوانی که درد های فراوانی که در سی سال گذشته بر افغانستان رفته و می رود را به زبان انگلیسی برای آن ها باز گو میکرد و گوشه هائی از ستم های وارده به مردم افغانستان را برای همه به تصویر می کشید.

ملالِی، آن شب از ظلم و ستمی که طی سال های متمادی بر مردم افغانستان اعمال شده است گفت. او از جنایات و حمله نظامی شوروی سابق بر افغانستان، از بوجود آمدن طالبان توسط سازمان سیا، از حمله و اشغال نظامی کشور خود توسط آمریکا و کشور های معروف به ناتو و از جنایاتی که جنگ سالاران امروز تحت حمایت اربابان آمریکایی خود بر مردم بی پناه افغانستان روا میدارند، سخن گفت. او از بیرحمی ها و جنایاتی صحبت کرد که وقوع آن ها به سختی در تصور یک انسان می توانند بگنجند.

ملالِی با بیان موارد مشخص درد و رنج و محنت مردم افغانستان و با ذکر نمونه های فراوان آن ستم ها، پلیدی و زشتی تبه کاران را آشکار ساخت. ملالِی به گونه ای سخن می گفت که خشم و کینه به دشمنان مردم و عشق به توده های مصیبت زده افغانستان در صدا و بیانش کاملاً محسوس بود. هر کسی می توانست ببیند که او دلش برای مردمش می طپد و می دید که او مصمم است و با تمام قدرتش می کوشد که حقیقت دردناک زندگی در جهنم کنونی افغانستان را به مخاطبین خود منتقل کند. او در این کار موفق بود و توانست در جلوی چشم ها و گوش های ناباور حاضرین حقیقت مرگ و زندگی مردم افغانستان را عیان کرده و جمعیت حاضر را شدیدا تحت تاثیر خود قرار دهد.

در پایان سخنرانی او، قسمت دوم برنامه، به طرح سئوالات حاضرین اختصاص داده شده بود. در مورد چگونگی حمایت نیروهای مترقی در سطح بین المللی، سئوالات زیادی شد. از میان حضار، یک دختر جوان افغانستانی سئوال کرد که در شرایط کنونی، چگونه میشود بدون حضور ارتش آمریکا با "جنگ سالاران" قبیله ای مبارزه کرد؟ پاسخ ملالِی چنین بود: "خواهرم مگر نمی دانی که جنایاتی که امروز بر مردان و زنان افغانستان اعمال میشود، دقیقا تحت حمایت همین نظامیان آمریکایی و ناتو است که صورت میگیرد؟ اگر در هر ده و روستا و کوچه و خیابان هر شهری، چنین حمایتی از این "جنگ سالاران" نمی شد، آیا آن ها هرگز جرات دست زدن به چنین جنایاتی را داشتند؟ مردم افغانستان در طول تاریخ بارها دشمنانشان را شکست داده اند و اینبار هم با مبارزه خود همه جنایت کاران را نابود خواهند کرد." در این بخش از برنامه من نیز به عنوان یکی از سئوال کنندگان، ضمن قدردانی از مبازات ضد استعماری و ضد ارتجاعی ملالِی بر علیه جنگ افروزان و بنیاد گرایان اسلامی و افشای اهداف سلطه جویانه امپریالیست ها از بوجود آوردن جنگ در خاور میانه، اندکی در مورد اوضاع سیاسی در ایران صحبت کرده و توضیح دادم که همانطور که میدانید مردم ایران هم در ۳۰ سال گذشته در زیر حکومت استبدادی ارتجاعی جمهوری اسلامی لحظه ای دست از مبارزه برای نابودی این رژیم نکشیده اند و در آخر از ملالِی جویا خواستم که نظراتش را در مورد وجوه مشترک مبارزات مردم در بند ایران و افغانستان بیان کند.

ملالِی که همواره تأکید کرده است که مبارزات مردم افغانستان را جدا از مبارزات مردم ایران بر علیه ارتجاع و امپریالیسم نمی داند، در پاسخ به سئوال فوق، مطالب زیر را بیان نمود: "مردم افغانستان همواره از مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران الهام می گیرند. مردم افغانستان از خیزش بزرگ مردان و زنان و بخصوص نسل جوان ایران در چند ماه گذشته، نیرو گرفته اند. من فقط امیدوارم و باز هم امیدوارم که این مبارزات به نفع جلادانی چون موسوی و خاتمی که همان فرزندان خلف خمینی جلاد هستند تمام نشود! امید که مردم ایران در این مبارزات موفق به نابود کردن رژیم جمهوری اسلامی شوند. ما و مردم ایران همان طور که شاملو میگوید درد مشترکیم. جمهوری اسلامی ایران در ۳۱ سال گذشته، خود یکی از عوامل اصلی مصیبت بر مردم افغانستان بوده است و ظلم های بیشماری بر مردم ما روا داشته است". ملالِی چنین سخنانی را در مقابل نیروهایی که بعضا نسبت به ماهیت ارتجاعی جمهوری اسلامی متوهم هستند بیان کرد. واقعیت این است که خیلی از فعالین ضد جنگ آمریکایی، علیرغم آرمان های صلح طلبانه اشان متاسفانه در پاره ای موارد تحت تاثیر عربده کشی های دروغین و ژست های به اصطلاح "ضد امپریالیستی" عمال رژیم، هنوز در مورد ماهیت ارتجاعی بنیاد گرایان اسلامی در ایران و منطقه متوهم می باشند. در این نشست سخنان افشاگرانه ملالِی جویا تاثیر مهمی روی آن ها گذاشت.

در قسمت پایانی مراسم از فرصتی کوتاه استفاده کردم و با آگاهی از احترام و ارزشی که ملالِی همواره به رفیق اشرف دهقانی داشته دو عدد از کتاب های رفیق اشرف دهقانی به نام های "در جدال با خاموشی" و "بذرهای ماندگار" را به ملالی هدیه دادم. برایم باور کردنی نبود وقتی دیدم که او با دیدن اسم اشرف دهقانی بر روی کتاب ها با شور و هیجانی غیر قابل توصیف، آن کتاب ها را بوسید و بعد در فضائی که بوجود آمد ما با بغضی که حاصل سالها ستم بر مردممان بود یکدیکر را در آغوش گرفتیم. ملالی با محبتی خاص از اینکه یکی از بزرگترین آرزوهایش دیدار با اشرف دهقانی است میگفت و از اینکه این زن مبارز چه تاثیر شگرفی در زندگی مبارزاتی او داشته است، صحبت کرد. ازدحام جمعیت در اطرافش برای گفتگو با او، مجال بیشتری برای ادامه صحبتی که هر دو مشتاق آن بودیم را نمی داد.

اکنون به نکات برجسته کتاب او به نام "زنی در میان جنگ سالاران" میپردازم.

کتاب "زنی در میان جنگ سالاران" حکایت زندگی دهشتناک میلیون ها انسان در افغانستان در سی سال اخیر است. ملالِی که ۳۱ سال بیشتر ندارد خود به نسلی تعلق دارد که جنگ و نابسامانی های منتج از آن را در همه زندگی خود تجربه کرده است. در این کتاب او نشان می دهد که درد های مردم تحت ستم جامعه خود را به خوبی می شناسد. او در مورد خود و از تجربه های زندگیش در شرایط سلطه طالبان بر افغانستان نیز صحبت کرده است و مثلاً توضیح می دهد که چگونه در سنین نو جوانی در کمپ های پناهندگی تا نیمه های شب بیدار نشسته و در پرتو نور چراغ نفتی به مطالعه کتابهای متفاوت پرداخته است. یکی از کتابهایی که او مطالعه کرده و بر طبق گفته خود ملالِی در شکل گیری ایده های مبارزاتی او نقش داشته کتاب حماسه مقاومت نوشته رفیق اشرف دهقانی بوده است. او در صفحه ۳۲ کتاب در این مورد چنین توضیح میدهد:

"کتاب حماسه مقاومت اشرف دهقانی به طور مشخص تاثیر شگرفی بر من گذاشت. نویسنده، این کتاب را به منظور افشای جنایات در زندانهای مخوف ایران نوشت. زندانهایی که او و کسان دیگری به عنوان زندانی سیاسی در آنجا بسر می بردند. پایداری و مقاومت اشرف دهقانی در شرایط سخت و بی‌ عدالتی، همواره مشوق من بوده است."

تحت شرایط قرون وسطایی حاصل از سلطه سیاه طالبان، همانطور که می دانیم تحصیل دختران عملی غیر قانونی بود، تا آنجا که اگر انجام چنین امری صورت می گرفت و به اطلاع مزدوران بنیاد گرای طالبان می رسید، هم معلم و هم دانش آموزان تحت شدیدترین تنبیهات بدنی قرار می گرفتند. در کتاب "زنی در میان جنگ سالاران" آشکار می شود که ملالِی درست در چنین شرایطی در حالی که دختر کاملاً جوانی بود با تلاشی شبانه روزی موفق به دایر کردن مدارس زیر زمینی گشته و به تدریس دختران پرداخته است. ایجاد پرورشگاه برای کودکانی که پدران و مادرانشان را از دست داده بودند فرصت دیگری بود که ملالِی بتواند یاد گرفته های خود را به بچه ها منتقل کند، و او چنین می کرد. در صفحه ۵۹ کتاب می نویسد:

"گاهی اوقات برای بچه ها داستان های صمد بهرنگی را با صدای بلند می خواندم و درس هایی را که خود از این داستان ها آموخته بودم را برای آنها تشریح میکردم. وقتی بچه بودم عاشقانه صمد بهرنگی را دوست میداشتم و فکر میکنم که او بهترین کتاب ها را برای بچه ها نوشت. تمام نوشته های صمد بسیار آموزنده هستند و بچه ها را تشویق به ثمر بخش بودن و فکر کردن برای چگونگی ساختن دنیای بهتری میکند و در عین حال سرگرم کننده هم هستند بچه ها این داستان ها را بسیار دوست میداشتند و هر زمان که برایشان این داستان ها را می خواندم آنها همیشه مملو از سئوال میشدند."

در این کتاب اهداف واقعی و عملکرد سازمان سیا در چگونگی و شکل گیری طالبان و بدنبال آن حمله و اشغال نظامی امپریالیسم آمریکا و متحدینش به بهانه "مبارزه با تروریسم" و کشتار و جنایاتی که بر مردم ستمدیده افغانستان روا میشود مورد بررسی قرار گرفته و نشان داده میشود که نتایج دهشتناک این جنگ تحمیلی چیزی جز بدبختی و فقر و تبعیض و زندان و شکنجه و مرگ و اعتیاد برای مردم افغانستان نبوده است. جنگی که حاصلش روی کار آمدن دولت دست نشانده کرزای و به قدرت رسیدن همان جانیان لباس عوض کرده طالبان است که امروز هار تر از گذشته، با حمایت نظامیان امپریالیست، همچنان بر جان و مال مردم افغانستان تسلط داشته و آنها را مورد ظلم و ستم قرار داده اند.

همانطور که می دانیم دولت آمریکا به دنبال انفجار برج های دو قلو در نیویورک در سال ۲۰۰۱ به بهانه مبارزه با تروریسم و صدور آزادی و دمکراسی به افغانستان، رژیم دست پرورده سابق خود طالبان را ساقط و با اعزام نیروهای مسلح خود به آن کشور مردم افغانستان را مورد یورش نظامی قرار داد. برای نیرو های مترقی و انقلابی از همان آغاز مشخص بود که هدف اصلی آمریکا از این جنگ حفظ منافع استراتژیک امپریالیسم آمریکا در منطقه بود و نه نابود کردن طالبان و بردن آزادی و دموکراسی برای مردم این کشور. اتفاقاً، قدرتمداران امپریالیسم که روزی با شعار های قلابی مبارزه بر علیه بنیاد گرایان اسلامی شقاوت و جنگ طلبی خود را توجیه میکردند، امروز در سطحی علنی از گفتگو و مذاکره با رهبران طالبان، این قاتلین مردم افغانستان، دم میزنند.

در این کتاب، ملالِی حضور وسیع جنگ سالاران طالبان در دولت کرزای و پارلمان افغانستان را بر ملا میکند و نشان میدهد که چگونه این جنایت کاران امروز با حمایت مستقیم چکمه پوشان نظامی آمریکا همچنان بر علیه مردم افغانستان جنایت میکنند. همچنین در این کتاب نشان داده شده که ۸ سال بعد از شروع جنگ کماکان زنان افغانستان از پایه ای ترین حقوق انسانی خویش محرومند و فاقد هر گونه امنیت اجتماعی می باشند. حتی هنوز اکثریت دختران به علت عدم وجود مدارس از تحصیل محروم می باشند. معلوم می شود که در بسیاری از مناطق افغانستان هنوز زنان تنها به همراه خویشاوندان خویش که برای آنها "محرم" خوانده می شوند میتوانند از خانه خارج شوند. حتی در کابل زنان بسیاری از ترس کماکان مجبور به پوشیدن برقه هستند. ملالِی توضیح میدهد که شرایط زنان در افغانستان از جنبه هائی نه تنها تغییری نکرده، بلکه با در نظر گرفتن ازدیاد آمار تجاوز و ربوده شدن زنان، در حالی که مجرمین تجاوزگر به زنان از مصونیت کامل قانونی برخوردار میباشند وضعیت برای زنان امروز حتی بدتر از دوره طالبان میباشد. واقعیات مزبور خود بیانگر علت بالا رفتن آمار خود کشی در میان زنان افغانستان نیز می باشد. زنانی که با به آتش کشیدن جسم خویش بر درد و مصیبت خویش نقطه پایان میگذارند. ولی این خود کشی ها در سکوت فریاد عدالت خواهی آنان است. به امید آنروز که زنان شدیداً تحت ستم افغانستان به آن درجه از آگاهی دست یابند که همه خشم و کینه خود را متوجه امپریالیستها و نیروهای مرتجع وابسته به آنها در کشور خود نموده و به جای اقدام به کشتن خود، در جهت نابودی ریشه های ظلم و ستمی که بر آنان روا میشود به هر طریق ممکن اقدام کنند.

ملالِی جویا در کتاب "زنی در میان جنگ سالاران" به مورد تولید تریاک و مسایل مربوط به این امر در افغانستان نیز پرداخته است. در آنجا مطرح شده است که امروز افزایش ۴۰۰۰ درصدی تولید تریاک، افغانستان را در ردیف بزرگترین صادر کننده مواد مخدر در جهان قرار داده و جنگ سالاران با ثروت بدست آمده از فروش تریاک روز به روز وحشیانه تر و پر قدرت تر از پیش سلطه شوم خود را گسترش میدهند. در این شرایط خرده دهقانانی که قادر به پرداخت بدهی های خود به جنگ سالاران نمی باشند، مجبور به فروش دختران خود به آنها میشوند. در افغانستان بر چنین دختران نگون بختی، نام "عروسان تریاک" نهاده شده است. در چنین شرایطی است که در کتاب گفته می شود که بر طبق آمار سازمان ملل ۷۰% از مردم افغانستان با ۲ دلار در آمد روزانه در فقر مطلق و با گرسنگی زندگی می کنند، تنها در کابل بیش از ۳۷ هزار کودک خیابانی وجود دارد و بیش از ۲۰۰ هزار کودک در افغانستان امروز معلول می باشند.

این کتاب حاوی پیام مهمی به مردم آزادیخواه دنیا است. ملالِی میگوید: یکبار دیگر آمریکا برای حفظ منافع استراتژیک خودش کشور ما را مورد سو استفاده قرار داده است، و می گوید در مقابل ظلم و جنایتی که "جنگ سالاران" حاکم در زیر حمایت سر نیزه های آمریکایی بر مردم افغانستان روا میدارند، سکوت نکنید.

او در مورد خودش میگوید، در شرایط کنونی، نسل پیشین خسته از مبارزه و ناامید از امکان بوجود آمدن تغییرات واقعی تلاش میکنند که من را به سکوت و تحمل وادارند اما من باور دارم "سکوت انسان های خوب در مقابل ظلم، ضربه زننده تر از حمله دشمنان است". تبه کاران گل های باغچه را لگدکوب کرده اند، اما تبار گل هرگز نخواهد مرد!

در این کتاب و در تمامی سخنرانی ها ملالی همواره بر این نکته تاکید میکند که هدفش مبارزه برای آزادی و دمکراسی و عدالت اجتماعی برای مردم تحت ستم افغانستان می باشد. پس از سقوط طالبان، ملالی دو بار به عنوان نماینده مجلس انتخاب شد. اما برخورد او با مرتجعین هر بار باعث رانده شدن او از آن مجالس گشت. وی در این مورد مطرح کرده است که آن چه امروز در افغانستان وجود دارد به مسخره کشیده شدن دمکراسی است و تأکید می کند که دشمنان مردم افغانستان نمی توانند انتخاب او در پارلمان را دلیلی برای وجود دمکراسی در افغانستان جا بزنند، و نشان می دهد که عدم تحمل او در آن پارلمان ها نیز خود یکی از دلایل عدم وجود دموکراسی در افغانستان می باشد.

واقعیت های موجود در افغانستان، بار دیگر این حقیقت را در مقابل چشم ما میگذارد که تنها با مبارزات پیگیر و سازش ناپذیر و با ایجاد تشکلهای انقلابی است که میتوان دشمنان را شکست داد و سرنوشت جامعه خویش را بدست گرفت. در مقابل دشمن تا به دندان مسلح و در برابر ارتش ضد خلقی میبایست ارتش خلق را ایجاد کرد. در کشورهای تحت سلطه امپریالیسم، امکان دستیابی به آزادی و دمکراسی واقعی هیچگاه از طریق شرکت در نهاد هایی که ساخته و پرداخته دست امپریالیست ها و رژیم های دست نشانده اشان هستند میسر نخواهد شد. این امر تنها در مبارزه متحدانه نیروهای خلقی و تنها با اتکا به نیروی سهمگین توده ها امکان پذیر می باشد.

به امید اتحاد مبارزاتی تمامی زنان و مردان انقلابی ایران و افغانستان برای رسیدن به جامعه‌ای عاری از ستم و تبعیض و استثمار!

 

+ نوشته شده در  2009/12/9ساعت 1:32 قبل از ظهر  توسط SECULARISM FOR AFGHANISTAN  | 

درباره کاهنان سکولار و خیانت به دموکراسی

درباره کاهنان سکولار و خیانت به دموکراسی

نوام چامسکی

Datei:Noam chomsky.jpg

 

 

این مقاله  با عنوان اصلی  On Secular Prieshood and Perils of Democracy   در  کتاب On Nature and Language  درج شده و متن یک سخنرانی چامسکی است که در سال 1999 ایراد کرده است. تز مطرح شده در اینجا اما همچنان تازه و تآمل برانگیز است. چامسکی در اینجا به روش مآلوف و تیزبینی خاص خود با ذکر نمونه های کمتر شناخته ی تاریخی، به آگاهی بخشی درباره ی همدستی روشنفکران  و رسانه های سرشناس  در سرکوب، لاپوشانی و توجیه جنایات حکومت ها می پردازد

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/8/23ساعت 6:10 بعد از ظهر  توسط SECULARISM FOR AFGHANISTAN  | 

FÜR KINDER DER WELT Help Afghan children

http://www.lindenschule-halle.de/sites/themen/lindenschule/Veranstaltungen/UNICEF/Unicef_Logo2.jpg




Unterstützen Sie die Kinder in Afghanistan mit der 100EuroTat! www.100eurotat.de



Injured girl in Farah. RAWA Photo

+ نوشته شده در  2009/7/31ساعت 9:56 بعد از ظهر  توسط SECULARISM FOR AFGHANISTAN  | 

آیا اسلام دین خشونت است؟

 

آیا اسلام دین خشونت است؟

 

واژه "اسلام" برگرفته از واژه "سلم" است که در زبان عربی به

 

آرامش و نرمخوئی نیز تعبیر شده است. ولی چرا جناحهائی در اسلام

 

وجود دارد که تنها فرهنگ خشونت و کشتار و مرگ را ترویج می

کنند؟

آیا فرهنگ اسلامی، فرهنگ خشونت و خون است و عادی ترین راهکار حل اختلافات کشتن و کشته شدن، و مؤثرترین شیوه مجازات اعدام و سنگسار است؟
آنانی که چنین ارزیابی را ارائه می کنند به آیاتی از قرآن استناد می برند که در آنها هشدارهای تندی به مخالفان و بی دینان و از راه منحرفین داده شده است.
ولی دیگر کسانی هستند که آیات آرامش طلبانه و نرمخویانه قرآن را آورده و بر این باورند که اسلام از ریشه "سلم" به معنی آرامش طلبی و مدارا آمده و همزیستی و همیاری را بین جهانیان ترویج می کند.
همیشه از وارد شدن به مباحث دینی دوری جسته ایم و این بار نیز چنین خواهیم کرد. ولی یک واقعیت مسلم آن است که افراد و گروههائی وجود دارند که همیشه بر آیات پیکار جویانه تکیه کرده و دیگر آیات را نیز چنان تعبیر و تفسیر می کنند که در راستای اندیشه ها و باورها و آرزوها و هدف های خشونت گرایانه آنان باشد.
پیروان مکتب نخست می گویند که با درگذشت پیامبر عظیم الشان اسلام، خلفای راشدین کوشیدند دین نوین را به ضرب شمشیر بر دیگران به قبولاند؛ و در واقع در پناه شعارهای انسانی اسلام، سر بریدند و شکم دریدند و دیگران را ناچار به پذیرفتن دین خویش ساختند.  .... ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2008/11/27ساعت 5:50 بعد از ظهر  توسط SECULARISM FOR AFGHANISTAN  | 

نقشه کشورهای جهان که در آنها حکومت بر مبنای سکولاریسم است.

 

نقشه کشورهای جهان که در آنها حکومت بر مبنای سکولاریسم است.

 

به نظر من  کشورهای که در آن نظام سکولاریسم حاکم نیست به دین و مذهب دیگران احترام گذاشته نمی شود و پیشرفت اقتصادی در این کشورها روند کندی دارد. دوستانی که با نظر من مخالف یا موافق هستنند لطفا نظر بدهند.

__نظرات______________________________________________________

 صلح محور:

سلام دوست من شاید ظاهرا این طور باشد
اما رهبران دینی برخی از مکاتب هستند که این گونه دین را تعریف می کنند
اگر انسان ماهیت واقعی اسلام را دریابد وبه ان عمل نمایید ودرکنار ان نیاز بشر را از دین بخواهد می بیند که دین همه نیاز های اورا تامین می کند
واین مسولین جامعه هستند که باید فرهنگ سازی کنند.
واین را باید دانست که نظام سکولاریسم مانند دیگر نظام های دنیای موقت می باشد ودراینده نزدیک دگرگون خواهد شد
دراخر از لحاظ اقتصادی شما می بیند که کشورهای غیر اسلامی هم که از نظام سکولاریسم برخوردار هستند ضعف اقتصادی دارند //مانند کشورهای اسیای میانه .امریکای لاتین .کشور های مرکز افریقا

+ نوشته شده در  2008/11/25ساعت 0:45 قبل از ظهر  توسط SECULARISM FOR AFGHANISTAN  | 

فاشیسم اسلامی و افغانیهای مقیم ایران

فاشیسم اسلامی و افغانیهای مقیم ایران

 

قریب به سه‌ میلیون پناهجوی افغانی مقیم ایران سه دهه است در زیر شدیدترین فشارها و تحقیرهای سیستماتیک دولتی و بعضا ناسیونالیسم و شوینیسم عظمت طلب ایرانی قرار گرفته‌ و برای تامین معاش و زندگی بخور و نمیر و تامین آینده‌ای برای خود و فرزندانشان مقاومت کرده‌اند. در این 30 سال از محدودیتهای شغلی گرفته‌ تا ممنوعیت ازدواج و مانع تراشی برای تحصیل کودکان و ممانعت از بزرگسالان برای تحصیلات عالی در دانشگاه‌ها تا دستگیری و دیپورت و انداختن پائین از ساختمانهای در حال تاسیس و عدم مداوا و پذیرش آنان در بیمارستانها صرفا بخاطر افغانی بودن و نداشتن هزینه‌ بیمارستان همه‌ و همه‌ از نعمات و برکات و ترحم اسلامی وحوش حاکم بر ایران بوده‌ که میلیونها انسان شریف افغانی را در ایران در بر گرفته‌ است.

 

رژیم اسلامی در تحمیل این حقارت و زورگویی تنها نبوده‌ است و باید ناسیونالیسم گندیده‌ و عظمت طلب ایرانی و نهاد بین المللی "کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان" را اضافه کرد که با نشست های سه‌ جانبه‌ خود همراه‌ با نمایندگان دولتهای ایران و افغانستان و با "سخاوتمندی" تمام در اعطای مبلغ صد دلار آمریکایی و چند کیلو آرد در اخراج پناهندگان افغانی که‌ نام آن را "بازگشت داوطلبانه‌" گذاشته‌اند، سهم جدی داشتند. .....     ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2008/11/16ساعت 4:56 بعد از ظهر  توسط SECULARISM FOR AFGHANISTAN  | 

کاریکاتور

با سلام خدمت هموطنان گرامی

امروز چند کاریکاتور برای شما آماده کردم که امیدوارم مورد پسندتان باشد.

این کاریکاتور ها از سایت www.herat.co.uk گرفته شده است.

برای تماشای کاریکاتور ها به ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2008/10/27ساعت 10:5 بعد از ظهر  توسط SECULARISM FOR AFGHANISTAN  | 

پرويز کامبخش به بیست سال زندان محکوم شد

پرويز کامبخش به بیست سال زندان محکوم شد
حکمی شرم آور برای دستگاه قضایی افغانستان

گزارشگران بدون مرز صدور حکم بیست سال زندان از سوی دادگاه استیناف کابل را برای پرویز کامبخش محکوم می کند. قضات این دادگاه رای صادره از سوی دادگاه ابتدایی مزارشریف را لغو اما این روزنامه نگار جوان را با همان اتهامات "اهانت به اسلام و تکثیر یک مقاله کفرآمیز" به ٢٠ سال زندان محکوم کرد.

گزارشگران بدون مرز در این باره اعلام می‌کند " دستگاه قضایی افغانستان بازهم در رسالت خود که تضمین حق آزادی بیان است شکست خورد. صدور حکم زندان برای پرویز کامبخش البته وی را از خطر اعدام نجات می‌دهد اما نشان دهنده تاثیرپذیری تاسف آور برخی از قضات به اعمال فشار از سوی بنیادگرایان است. سید پرویز کامبخش این بار توانست از دفاع وکیل بهره‌مند شود اما دادگاه استیناف متاثر از برخوردهای ایدئولوژیک بود. و نبود مدارک مستند برای محکومیت و تاخیر در برگزاری دادگاه به جدیت دادگاه آسیب رساند. ..... ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2008/10/26ساعت 0:9 قبل از ظهر  توسط SECULARISM FOR AFGHANISTAN  |